چقدر آدمها راحت عوض میشن.راحت بی رحم میشن.راحت بدون عاطفه میشن.
راحت این رو به اون رو میشن.
یا شاید رفتار من مشکل داره؟
شاید من مشکل دارم؟
شاید من باهاشون خیلی بد رفتار میکنم؟
شاید من راحت اعتماد میکنم و خیلی ساده هستم؟
برچسب:
نویسنده: نیکا ابراهیمی
برچسب:
نویسنده: نیکا ابراهیمی
مرغ شبخوان که با دلم میخواند
رفت و این آشیانه خالی ماند....
خالی ماند.....
خالی....
.....
برچسب:
نویسنده: نیکا ابراهیمی
برچسب:
نویسنده: نیکا ابراهیمی
برچسب:
نویسنده: نیکا ابراهیمی
امروز برای اولین بار شاید تو زندگیم نشستم با یکی درد دل کردم!
اصلا زندگیم عجیب شده.یه دوست قدیمی امروز اومد دنبالم و نشستم پیشش
باهاش حرف زدم.دلیل اینکه اونو انتخاب کردم شاید این بود که تنها کسی بود که
میتونستم باهاش راحت صحبت کنم.
واقعا ازش ممنوم کامل به حرفام گوش کرد و چند تا راهنمایی هم کرد.آروم تر شدم.
واقعا هیچوقت فکرشم نمیکردم یه روزی بشینم پیش اون و براش از مشکلاتم بگم!
چقدر زندگی عجیب و غ ق پ و کوچیکه.
برچسب:
نویسنده: نیکا ابراهیمی
الان باید در لحظه زندگی کنن و لذت ببرم یا به آینده هم فکر کنم؟
اگه بخوام به حال فکرکنم آینده خراب میشه احتمالا ولی از طرفی مگه
الان خود آینده نیست؟؟؟
گیر کردم عین خر
برچسب:
نویسنده: نیکا ابراهیمی
برچسب:
نویسنده: نیکا ابراهیمی
چقدر آدمها دوست دارن دروغ بشنون.خیلی برام جالبه.
من نمیگم من آدم خوبیم اتفاقا ادمه بدی هستم ولی رکم.چیزی رو نگه نمیدارم بعدا
بکوبم تو صورت آدمای دیگه همون لحظه راجع بهش حرف میزنم ولی آدما گویا برعکسن
سیاست به خرج میدن صبر میکنن وقتی حس میکنن ضعیفی قوی میشن.کسایی که مدتها
موش بودن یهو شیر میشن!!من ولی همیشه شیرم و فیلم بازی نمیکنم و سیاست ندارم
از هر کسی هم ناراحت بشم در جا میگم و از ضعف کسی سواستفاده نمیکنم.
برچسب:
نویسنده: نیکا ابراهیمی
برچسب:
نویسنده: نیکا ابراهیمی